جنگ در افغانستان: ناتو از 20 سال جنگ چه آموخته است؟



از آنجا که جنگ تحت رهبری آمریکا در افغانستان امسال به مرز دو دهه خود رسیده است ، مقامات ناتو به صراحت گفته اند که ماهی های بزرگتری برای سرخ کردن دارند. گزارش جدید افغانستان در مورد استراتژی 2030 تنها شش بار از افغانستان نام برد.

با وجود موقعیت ناتو در دهه آینده ، این اتحاد با تجربه خود در افغانستان و درسهایی که در آنجا آموخته تغییر شکل می دهد.

یان لسر ، مدیر اجرایی صندوق مارشال آلمان در بروکسل ، گفت که همکاری 50 کشور شرکت کننده تلاشی برای رشد اتحاد بود. این بلوک “چیزهای زیادی در مورد عادت های همکاری و همکاری” هر روز آموخت. کشورهای عضو همچنین از برخی سیستم های پیشرفته که بسیاری از کشورها در زمان صلح در معرض آنها قرار نمی گیرند استفاده کردند.

سرهنگ بازنشسته جان آگولیا می گوید ، درس های این اتحاد در افغانستان ممکن است در شناخت اثرات خورنده فساد باشد – و روش هایی که ایالات متحده و متحدانش در ناتو ناخواسته آن را تشویق کرده اند.

میلیاردها دلار پول پس از حمله به افغانستان باعث پیوند زدن به امری عادی شده است. “ما باید بفهمیم که چگونه پول را در محیط سرمایه گذاری می کنیم – به چه کسی پول می دهیم ، مکانیسم نظارت چیست؟”

بروکسل

با طولانی ترین جنگ امریکا در دو دهه گذشته ، یکی از اولین کمیسیون های رئیس جمهور منتخب جو بایدن راه خود را در افغانستان پیدا خواهد کرد – و بعنوان یک نقشه راه ، مأموریت ناتو در این کشور است.

نه طالبان و نه القاعده در بالای لیست تهدیدات امنیت ملی آمریکا نیستند و مقامات ناتو نیز از اعتقاد خود به داشتن ماهی های بزرگتر برای سرخ کردن آگاه هستند. گزارش جدید این اتحاد در مورد استراتژی 2030 تنها شش بار در 40 صفحه کامل از افغانستان نام برده است.

جنگ در افغانستان مأموریتی است که تصور می شد موفقیت یا شکست ناتو به آن بستگی دارد. در روزهای آغازین جنگ ، نه تنها احیای اتحاد پس از جنگ سرد اعلام شد ، بلکه تحول در قرن 21 نیز اعلام شد.

دیگر نه. براساس این گزارش ، برنامه امنیتی جدید تحت سلطه قدرت های بزرگ رقیب قرار خواهد گرفت که در آن دولت های مستبد قاطع با برنامه های سیاست خارجی تجدیدنظرطلب – به عبارت دیگر چین و روسیه – “به دنبال گسترش قدرت و نفوذ خود هستند”.

هرچند که ناتو برای دهه آینده آماده می شود ، چالش های آن از طریق اتحادی که از تجربه خود در افغانستان و درسهایی که در آنجا آموخته است ، بهتر یا بدتر ، برطرف خواهد شد. تحلیلگران می گویند این س willال مطرح خواهد شد که آیا وی تصمیم دارد به آنها توجه کند؟

“عادات همکاری و همکاری”

افغانستان با حمله آمریكا در سال 2001 به یك مارك ناتو تبدیل شد ، این برای اولین بار در تاریخ است كه این اتحاد ماده 5 را مورد استناد قرار می دهد ، كه اعلام می دارد حمله به یك حمله به همه است. سرانجام نیروهای کمکی امنیتی بین المللی به رهبری ناتو (ISAF) متشکل از متحدان بیش از 50 کشور از جمله شرکای غیر ناتو بودند.

با این حال ، در سال های اولیه جنگ ، شوخی اصلی در بین نیروهای آمریکایی این بود که ISAF به معنای “من آمریکایی ها را دیدم که می جنگند” یا “FOB در حال آفتاب گرفتن” (پایگاه های عملیاتی جلو که به شدت مستحکم و تا حد زیادی ایمن هستند) بود. انتقاد اصلی این بود که برخی از دولت های متفقین برای جلوگیری از انجام مأموریت های شبانه نیروهایشان یا استقرار در برخی مناطق خشن تر از کشور – و در نتیجه ، آمریكا و سایر كشورها از محدودیت هایی به نام “هشدار” استفاده كردند. نیروهای رزمی بار سنگین تری را حمل کردند.

یان لسر ، مدیر اجرایی صندوق مارشال آلمان در بروکسل گفت ، هنوز همكاری تلاشی برای رشد اتحاد بود. وی افزود: “این هشدارها به نوعی توانایی عمل آیساف را مختل می کند ، اما با این حال عملکردهای بسیاری دارد و درباره عادت های همکاری و همکاری که هر روز مورد آزمایش قرار می گرفت ، چیزهای زیادی آموخت.”

در عین حال ، تجربه در بسیاری از کشورهای ناتو ارتش را متحول کرده است. در آلمان طی سالهای گذشته حدود 90،000 نیرو در افغانستان مستقر شده اند. مارکوس کایم ، یکی از اعضای ارشد موسسه امور بین الملل و امنیت آلمان در برلین ، گفت: “امروز هیچ ژنرالی آلمانی وجود ندارد که هیچ تجربه نظامی یا حتی جنگی در آنجا نداشته باشد.” همین امر برای نسلی از سربازان در ایتالیا ، اسپانیا ، هلند و کانادا صدق می کند.

آنتونی کوردسمن ، تحلیلگر دفاعی مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی ، گفت که نیروهای عضو عادت به همکاری در مبادلات اطلاعاتی و برنامه ریزی ماموریت دارند که از برخی سیستم های پیشرفته که بسیاری از کشورها در زمان صلح در معرض آن نخواهند بود ، استفاده می کنند. این به نوبه خود منجر به “ارزیابی بسیار بهتری از توانایی های متفقین” شد.

و این باعث قدردانی بیشتر از خود متفقین شده است – از جمله شرکای غیر ناتو ، که بسیاری از آنها ، مانند استرالیا و کره جنوبی ، در جنگ افغانستان نقش داشته اند.

دکتر کایم می گوید: “اگر در آینده به هرگونه تعامل نظامی ناتو بیندیشیم ، آن را نه به عنوان 30 عضو ناتو بلکه به عنوان یک بستر رایگان مفهوم سازی خواهیم کرد”. وی گفت: “ناتو به شرکایی نیاز دارد ، زیرا ناتو آگاه است که نمی توان از تغییرات سیاسی عمیقی که شاهد آن هستیم جلوگیری کرد.”

دکتر لسر گفت که گزارش ناتو 2030 تبدیل بلوک به “اتحاد سیاسی تر” را برجسته می کند ، که به معنای تبدیل آن به “مکانی است که در آن از همه نوع مسائل مهم امنیتی بحث می شود”. منطقه آسیا و اقیانوسیه ، به ویژه چین ، نمونه ای از این موارد است. “این تشخیص است که تعریف آنچه امنیت اروپا-آتلانتیک را به ارمغان می آورد بسیار گسترش یافته است.”

“چیز مناسب برای ناتو”

این تمرکز بر رقابت بزرگ برای دستیابی به قدرت ، همراه با سطوح مختلف ناامیدی از مأموریتهایی که به طور تمیز خاتمه نمی یابند ، به این معنی است که اشتهای برای از سرگیری عملیات نظامی دوباره در هر زمان از اتحاد متفاوت خواهد بود.

این کار با این سوال آغاز می شود که آیا اعضای ناتو افغانستان را یک موفقیت می دانند؟ آیا ارزش این همه تلاش ، خون را داشت؟ دکتر کایم می گوید ، بیشتر مردم احتمالاً پاسخ می دهند “نه واقعاً”. از نظر نظامی ، اتحاد با سلاح های چشمگیر القاعده را ریشه کن کرد ، اما طالبان را شکست نداد ، که اگرچه یک نیروی موثر چریکی بود ، اما هرگز تهدید بسیار پیچیده ای نبود. دکتر کوردسمن می گوید: “در جبهه ملت سازی” شما مبلغی باورنکردنی هزینه کردید تا به میزان قابل توجهی نائل شوید.

با این وجود تعریف موفقیت فرهنگ های مختلف استراتژیک درون ناتو را منعکس می کند. گرچه آمریکا از ایده پیروز نشدن بسیار ناخوشایند است ، اما برای بسیاری از متحدان ناتو ، تحلیلگران می گویند ، این برای نشان دادن همبستگی ، حضور و کمک کافی بوده است.

به طور گسترده تر ، افغانستان به عنوان “بهای پرداخت شده و کار صحیح برای ناتو در ازای اطمینان خاطر این کشورها از اتحاد برای تهدیدهای وجودی بیشتر که آنها مواجه هستند” تلقی می شود. دکتر لسر می گوید. “این واقعیت که آنها در افغانستان حضور داشتند فقط بخشی از بیمه نامه است و شما باید این حق بیمه ها را به مرور پرداخت کنید.”

و اگرچه بیشتر اعضا تجربه افغان خود را “با احتیاط بیشتر در مورد صادرات دموکراسی” دانسته اند ، اما گزارش 2030 تصدیق می کند ، اما همچنین استدلال می کند که ناتو اجازه “فرسایش” دموکراتیک را ندارد “حیاتی” است. “

علل و هزینه های فساد

سرهنگ بازنشسته جان آگولیا ، مدیر پیشین هر دو ، گفت: برای این اتفاق ، ناتو باید برخی درس های اساسی را از افغانستان بگیرد ، از جمله اثرات خورنده فساد – و روش هایی که ایالات متحده و متحدان آن در ناتو می توانند ناخواسته آن را تبلیغ کنند. انستیتوی عملیات صلح و ثبات ایالات متحده و مرکز آموزش شورشیان افغانستان ، هر دو در کابل.

میلیاردها دلار دلار غربی با جریان آزاد که پس از حمله به افغانستان جاری شد ، پیوند و کلاهبرداری را آسان و رایج کرد. “ما باید بفهمیم که چگونه پول را در محیط سرمایه گذاری می کنیم – به چه کسی پول می دهیم ، مکانیسم نظارت چیست؟” تأثیرات مرتبه دوم و سوم چه می تواند باشد؟ ”

فساد “مشروعیت دولت افغانستان را تضعیف کرد ، از کارآیی آن کاسته و منشأ کینه را برای مردم خود ایجاد کرد” ، که به نوبه خود جذب طالبان را تشویق می کند و دستیابی به اهداف اصلی مأموریت خود را برای ناتو “بسیار سخت تر” می کند. کارولینا مک لاکلان ، مدیر سیاسی در Transparency International در لندن ، در ناتو ریویو نوشت: “

در همان زمان ، با حمایت از برخی از جمهوری های شوروی سابق برای کمک به مقابله با براندازی و نفوذ دموکراتیک روسیه ، مانند افغانستان ، “ممکن است مجبور شویم با برخی از افراد که خون در دست دارند ، برخی با افراد فاسد ، و دیگران که در تلاش برای اصلاح هستند ، “سرهنگ آگولیا گفت. “ما چیزهای زیادی در مورد درک حدود قدرت ، چگونگی شکل دادن به بهترین شکل ممکن و چگونگی استفاده از آنچه می توانیم آموختیم – و این همیشه زیبا به نظر نمی رسد.”

وی افزود: “من یک مسابقه قدرت عالی کسب می کنم ، اما این مسابقه با انجام این کارها در سنگرها برنده و از دست می رود – بنابراین اگر واقعاً مجبورید وارد نبرد شوید ،” شما روز خود را دارید. “


منبع: fly-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*