سالن کاشت ناخن کرج

مانند مشکل مجاز بودن آزادی وصیت و تا چه حد، این سؤال که آیا دارایی یک شخص ممکن است به یک نفر تقسیم نشود یا اینکه آیا باید بین چند نفر از وصیت گیرندگان تقسیم شود، پیامدهای سیاسی مهمی دارد. این موضوع به ویژه در تاریخ حقوق انگلیسی-آمریکایی، جایی که معمولاً از آن به عنوان مشکل اولیه (primogeniture) یاد می شود، اهمیت زیادی داشته است. با این حال، این اصطلاح بسیار محدود است، زیرا تنها وارث لزوماً نباید اولین پسر باشد (primogenitus). بر اساس نظام ultimogeniture که در بخش‌هایی از انگلستان به‌عنوان رسم انگلیسی بورو وجود داشت، و همچنین طبق قانون ناسیونال سوسیالیستی آلمان در سال 1933، فرد مورد علاقه کوچک‌ترین پسر بود. در سیستم های ارشد یا جوان، مسن ترین یا جوان ترین عضو خانواده است. بر اساس درجه اصلی یا کوچک، مسن‌ترین یا جوان‌ترین فردی است که با متوفی خویشاوندی مساوی دارد. همچنین مواردی وجود داشته است که زمین های خاصی به پسر دوم و نسل او (ثانیه زایی) یا فرزند سوم و خط او (ترتیوژنیتور) و غیره اختصاص داشته است.

در انگلستان، ارث تقسيم نشده در مورد اموال غير منقول اعمال مي شد، اما در مورد اموال شخصي اعمال نمي شد. تمایز بین این دو نوع مالکیت در مبارزه برای قدرت بین کلیسا و دولت مهم بود. در انگلستان قرون وسطی، سازماندهی جامعه به طور کلی و ارتش و ادارات دولتی به طور خاص مبتنی بر توزیع مالکیت زمین بود که پادشاه بر همه آنها ارباب بالاتری داشت. از سوی دیگر، کلیسا به عبادت الهی، مراقبت از بیماران و فقرا، و پرورش یادگیری و هنر توجه داشت. پس از فتح نورمن ها مصالحه ای بین پادشاه و کلیسا انجام شد که بر اساس آن دادگاه های سلطنتی صلاحیت قضایی خود را بر اموال غیر منقول اعمال می کردند در حالی که جانشینی اموال شخصی باید دغدغه دادگاه های کلیسایی باشد. بنابراین، تا سال 1926، نسب به اموال غیرمنقول تابع قوانین متفاوتی با قوانین توزیع اموال شخصی بود. در مورد اولی، دادگاه های عرفی سیستمی را ایجاد کردند که تمایل داشت نظم نظامی و اجتماعی موجود را از طریق نسب بدون تقسیم زمین به یک وارث به جای تقسیم بین چندین ورثه و برای مدت طولانی با اکراه در پذیرش آزادی وصیت حفظ کند

با این حال، در مورد اموال شخصی، دادگاه‌های کلیسایی از آزادی وصیت حمایت می‌کردند که به متوفی اجازه می‌داد بخشی از دارایی خود را برای ترویج فعالیت‌های چندگانه کلیسا به کلیسا واگذار کند. در صورت عدم وصیت، کلیسا از توزیع بین اعضای خانواده با نزدیکی مساوی به متوفی حمایت می کرد. این قواعد، مشابه قوانینی را که در قرن ششم توسط امپراتور روم ژوستینیان وضع شد، اعمال می‌کرد (نگاه کنید به جانشینی محرمانه: قانون روم)، که در سال 1670 در اساسنامه توزیع تعیین شد. مشکلی که دو مجموعه دادگاه در مورد آن اختلاف داشتند – یعنی اینکه آیا یک ارث باید بین چندین ورثه تقسیم شود یا به یک وارث منفرد تقسیم شود – البته محدود به انگلستان نبوده است. ارث تقسیم نشده در متنوع‌ترین تمدن‌ها رخ داده است – در میان خوئه‌هوهای جنوب غربی آفریقا، مائوری‌های نیوزیلند، ساکنان جزایر تونگا، در بخش‌هایی از چین و سیبری و در غرب اروپا

 

اینکه چرا و چگونه primogeniture به سیستم حقوقی رایج برای وراثت املاک و مستغلات آزاد تبدیل شد، مشخص نیست. بدیهی است که Primogeniture در خدمت نیازهای فئودالیسم بود، که در آن مالکیت یک قطعه زمین با یک منصب دولتی یا با وظایف نظامی مرتبط بود که نمی توانست به خوبی بین چندین نفر تقسیم شود. همچنین انحصار وراثت ممکن است منجر به سردرگمی در مورد خدماتی شود که دهقانان مجبور بودند به صاحبخانه ارائه دهند. در سطح دهقانان، نخست‌زادگی مانع از تقسیم مالکیت‌ها می‌شد تا زمانی که آنقدر کوچک بودند که به خانواده اجازه گذراندن زندگی را نمی‌دادند. تلاش برای جلوگیری از تقسیم فیزیکی با فروش زمین و تقسیم درآمد در جامعه ای که در آن حفظ مالکیت خانواده بر مزرعه مهم تلقی می شد و در آن پول به راحتی در دسترس نبود عملی نبود….